الشيخ المنتظري

414

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

فيتّبعه » راهها و درهاى راستى و هدايت را نمىشناسند تا از آن پيروى كنند ; كسى كه از علم پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و ائمه ( عليهم السلام ) دور است ، راه درست را نمىشناسد تا پيروى كند ، « و لا باب العمى فيصدّ عنه » و نه راه ضلالت را مىشناسد تا از آن اعراض نمايد . « فذلك ميّت الاحياء » چنين فردى در جامعه مرده اى است در ميان زنده ها ; حيات حقيقى آن است كه به طرف سعادت ابدى و كمال انسانى حركت كند ، پس اگر زنده اى در بين زنده هاى ديگر در كورى و ضلالت است ، او زنده نيست ، به ظاهر جان دارد و حركت مىكند امّا در حقيقت مرده است ، مرده متحرك است . « فَاَيْنَ تَذْهَبُونَ ؟ وَاَنَّى تُؤْفَكُونَ ؟ وَالاَْعْلاَمُ قَائِمَةٌ ، وَالاْيَاتُ وَاضِحَةٌ ، وَالْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ » ( پس به كجا مىرويد و چگونه شما را برمى گردانند ؟ و حال آن كه پرچمهاى حق بر پاست ، و نشانه هاى راستى روشن ، و منار هدايت نصب شده است . ) « فأين تذهبون ؟ و أنّى تؤفكون ؟ » پس به كجا مىرويد و به كجا برگردانده مىشويد ؟ مانند يك انسان متحيّر به اين در و آن در مىزنيد ، كجا مىرويد و از حق برگردانده مىشويد ؟ « و الاعلام قائمة » در حالى كه عَلَمهاى هدايت برافراشته است ، « و الآيات واضحة » و نشانه هاى هدايت واضح و آشكار است ، « و المنار منصوبة » و علامتِ راهنمايى برقرار است ; وقتى همه امكانات هدايت فراهم است ، شما چرا متحيّريد و اين در و آن در مىزنيد ؟ شناخت و اطاعت از عترت پيامبر گرامى ( صلى الله عليه وآله و سلم ) « فَاَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ ، بَلْ كَيْفَ تَعْمَهُونَ ؟ وَبَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ ، وَهُمْ اَزِمَّةُ الْحَقِّ ، وَاَعْلاَمُ الدِّينِ ، وَاَلْسِنَةُ الصِّدْقِ » ( پس كجا شما را حيران و سرگردان كرده اند ، و چگونه حيران و سرگردان هستيد ؟ در حالتى كه عترت پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) در ميان شماست ، و آنها پيشوايانى هستند كه مردم را به راه حق مىكشند ، و پرچمهاى دين ، و زبانهاى راستى مىباشند . ) « تيه » در اصل به معناى متحيّر شدن است ، ولى چون تحيّر و سرگردانىِ در بيابان